العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

201

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و اينكه گفته : هر كه آنها را از ترس پىگيرى وانهد از ما نيست در جز آنست ، و مارهاى خانگى را نبايد بهيجان آورد چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله آن روز از كشتن آنها نهى كرد . نجاشى ( 3 فهرست ) : بسندش از ابى رافع كه درآمدم بر رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله كه در خواب بود يا در حال وحى و ناگاه مارى در كنار خانه بود - تا گفته - بيدار شد و به آن حضرت گزارش دادم از مار و فرمود : آن را بكش ، كشتم - الخبر - 38 - در تحف العقول - 12 - در سفارش پيغمبر به على عليه السّلام چون مارى در بنه خود ديدى آن را مكش تا سه بار به دو اخطار كنى و اگر بار چهارم ديديش بكش كه كافر است . توضيح : اخطار اينست كه به دو پيشنهاد كنى و سوگندش دهى كه زيان نزند و پديد نگردد ، در نهايه است كه حرج گناه و تنگى است و به اين معنى است حديث « بار خدايا من در حرج نهم حق دو ناتوان را كه يتيم و زن باشند » يعنى تنگ گيرم و غدقن كنم بر كسى كه بدانها ستم كند . 39 - در درّ منثور : از جويرية بن اسماء از عمش كه با گروهى به حج رفتيم و در منزلى فرود آمديم و زنى همراه بود خوابيد و چون برخاست مارى بگردنش پيچيده بود و سر و دمش را ميان دو پستانش نهاده بود ، و ما از آن در هراس بوديم و كوچ كرديم و آن مار طوق گردن آن زن بود و به او زيانى نداشت تا به نشانه‌هاى حرم رسيديم و به زودى خود را كشاند ، و ما به مكه رفتيم و اعمال حج را بجا آورديم و برگشتيم تا آنجا كه مار به گردن آن زن طوق شده بود ، و آن زن خوابيد و بر خاست و آن مار بگردنش بود ، و ناگاه سوتى زد و دشت پر از مار شد و او را خوردند تا همان استخوانش ماند ، من بآقاى آن كنيز گفتم واى بر تو از اين زن بما گزارش بده ، گفت : سه بار زنا داد و هر بار زائيد و بچه‌اش را به تنور افروخته انداخت . 40 - در خرائج ( ترجمه‌اش در شماره 10 گذشت ) .